تبلیغات




خرید عینک آفتابی Louis Vuitton با قیمت ارزان

آیا میدانید برترین عینک سال 2014 نزد افراد معروف همین عینک است ؟

انتخاب آرمین 2afm ، سیروان خسروی ، کیم کارداشیان ، ریحانا ، علیرضا حقیقی و... می باشد

خرید عینک آفتابی Louis Vuitton با قیمت ارزان

تحویل رایگان به سراسر ایران | پرداخت هزینه درب منزل پس از تحویل کالا

لینک خرید عینک لویی ویتون توضیحات عینک لویی ویتون



عينك خلباني شيشه جيوه اي

glassesRayBan

عينك خلباني شيشه جيوه اي

عينك Ray Ban

به همراه كيف عينك

محصولي متفاوت و منحصر بفرد از كمپاني rayban

با قابليت بازتاب 90 از اشعه هاي مضر افتاب

طراحي برتر ويژه سال 2013

عينك فوق اسپرت با طراحي جديد

شناخته شده به عنوان عينك محبوب هنرپيشگان



روش خريد: براي خريد پس از کليک روي دکمه زير و تکميل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل يا محل کار تحويل بگيريد، سپس وجه کالا و هزينه ارسال را به مامور پست بپردازيد. جهت مشاهده فرم خريد، روي دکمه زير کليک کنيد.

قيمت فقـط : 28.000 تـومان


خارجه خود استقلال ندارند



رابطه خانواده با نوجوان

رابطه خانواده با نوجوان

 

نقش خانواده در رشد و تشکیل شخصیت  نوجوان بر هیچ کس پوشیده نیست. خانواده  اولین و تنها واسطه ارتباط کودک با اجتماع است. در خانواده کودک ارزش ها و ضد ارزش ها ، اصول و قواعد اخلاق را می آموزد. کودکان از لحاظ عاطفی، شناختی و … وابستگی خاصی به خانواده دارند و برای آنها خانواده مهمترین نقش را در زمینه ی تأمین نیازهای روانی کودک دارد.

 

 این نیازهای عاطفی در نوجوانی رنگ شدیدتری به خود می گیرد که نوجوان آن را در محیطی وسیع تر از خانواده جستجو می کند و بر همین اساس است که ارتباط نوجوان با اطراف افزایش می یابد. نوجوان کمتر تمایل دارد در خانه بماند و به روابط بیرون از خانواده اهمیت بیشتری می دهد. نوجوان را نه می توان کودک دانست و نه همردیف با بزرگسالان قرار داد.

 

خانواده ها در برخورد با این دوران که گاه به بحران  یاد می شود بر چند دسته تقسیم می شوند:

 

۱- خانواده های طبیعی (تعادل)

در این خانواده ها هر یک از اعضا ضمن داشتن استقلال  شخصی در کارهایشان در اغلب امور به مشورت با یکدیگر می پردازند. پدر و مادر  روش مشترکی را در برخورد با نوجوان پیش می گیرند و به نیازهای نوجوان در این دوران آگاهی کافی دارند ؛ مسائل مربوط به نوجوانشان را می شناسند و در مورد مسائلی که مربوط به آنها می شود به مشورت می پردازند. رابطه میان والدین و فرزندان نه از روی وحشت و نه اجبار است فرزندان به راحتی با والدینشان ارتباط برقرار می کنند. در این خانواده ها ضمن تبادل نظر در امور خانوادگی ، رهبری بر عهده پدر خانواده است.

 

۲- خانواده های بی نظم

در این خانواده ها هیچ یک از اعضا مسئولیت اصلی خود را ایفا نمی کند. پدر فقط قسمتی از مسئولیتش را برعهده می گیرد ؛ به او بیشتر به چشم برطرف کننده نیازهای مادی نگاه می شود و به نقش وی اهمیت چندانی داده نمی شود. در عوض این مادر است که تقریباً مسئولیت تمامی امور را بر عهده دارد اما اغلب مادران در این نوع خانواده ها روش ثابتی را در تنبیه و تشویق  کودکان ندارند و در برابر موقعیت های یکسان ، واکنش های مختلفی از خود نشان می دهند. در اغلب موارد مادر نمی تواند الگوی مناسبی برای دختر خانواده باشد، زیرا نقش مادر با انتظارات  جامعه متفاوت است. دختران و پسران در این نوع خانواده ها در ایفای نقش مادرانه و پدرانه دچار مشکل می شوند. آنها در آینده با انتخاب فردی ناکامل در زندگی آینده نیز دچار مشکل می شوند.

 

۳- خانواده های سخت گیر

در این نوع خانواده روابط بین والدین و فرزندان از روی استبداد است و حتی گاه این روابط پایه روابط ِمیان والدین را می گذارد. والدین نسبت به خواسته های مشروع فرزندانشان بی اعتنا می باشند و همواره مانع از تحقق آنها می شوند. اغلب والدین حالات روحی، روانی مناسبی ندارند. به همین جهت مشکلات فراوانی برای فرزندان ایجاد می شود. فرزندان هیچ راه انطباقی با والدینشان ندارند و توانایی چندانی برای ایجاد ارتباط با دیگران ندارند.

 

۴- خانواده های آسان گیر

در این خانواده ها در دادن آزادی به نوجوان افراط می شود. کنترل چندانی نسبت به رفت و آمدها، رفاقت ها و ندارند. اغلب پدر و مادرها به علت مشغله کاری زیاد زمان کافی و مناسبی برای فرزندانشان ندارند و تربیت  و شکل گیری آنان را بر عهده جامعه می گذارند و نوجوان به ارزش ها و ضد ارزش های اجتماعی توجهی ندارند و فردی ناهنجار ، لاابالی بی قید و بند می شوند و چون در طول زندگیشان هیچ نظم و ترتیبی نداشتند. با اولین برخورد و تنبیه دچار شکست می شوند. این نوجوانان اغلب گام در مسیر والدینشان می گذارند بی تردید همگی ما در زندگی روزمره شاهد این مسائل هستیم که پسر یک فرد معتاد نیز اعتیاد  دارد ؛ دختر مادر بی نظم هیچ نظامی در کارهایش مشاهده نمی شود و…

 

نوجوان و ارتباط با اعضای خانواده

هنگامی که کودکی پای به دوره نوجوانی  می گذارد یکی پس از دیگری بندهای وابستگی به خانواده را جدا می سازد و تفاوت فاحشی میان نسل خود و نسل والدینش می بیند که چنانچه اختلاف سنی بین والدین و فرزندان بیشتر باشد این اختلاف رنگ بیشتری می گیرد.

 

می توان رفتارهای مخالفت آمیز نوجوان در این دوران را به دلیل کسب استقلال و تثبیت هویت فردی دانست. این نشان دهنده این واقعیت است که هرگاه به نوجوان  برای رسیدن به این احساس فرصت کافی داده شود این اختلافات به حداقل خود می رسد و هرگاه این فرصت از او دریغ شود این تعارضات و اختلاف ها به اوج خود می رسند که در این حالت ممکن است نوجوان تنها  از روی مخالفت با والدینش مبادرت به انجام کارهایی نماید که خود نیز با آنها مخالف است.

داشتن رابطه دوستانه والدین با علم به این که نیازهای نوجوان چیست و چه نوع رفتاری برای برخورد با نوجوانان مؤثر است اهمیت زیادی دارد .

 

به عنوان مثال:

نوجوان در این دوران تمایل فراوانی به انزوا و تنهایی دارد. تمایل چندانی به خروج از خانه و رفت و آمدهای خانوادگی و دوستانه از خود نشان نمی دهد. اما والدین انتظار دارند که نوجوان همانند دوران کودکی در کلیه رفت و آمدهای خانوادگی شرکت داشته باشد که این عمل والدین گاه موجب مخالفت و ستیزه نوجوان می شود.

 این عامل موجب تیرگی روابط میان والدین و نوجوان می شود. همگی ما این دوران را سپری نموده ایم و شاید هم در این دوران به سر می بریم. اما این واقعیت بر همه واضح است که هیچ چیز آزار دهنده تر از این نیست که به نوجوان به چشم یک کودک نگریسته شود و یا از مسائل و خاطرات ناخوشایند دوران کودکی در جمع سخن به میان می آورند. این مسئله نیز به نوبه خود مانع ارتباط دوستانه با والدین می شود.

 والدین نباید فراموش کنند که این دوران بخشی از زندگی است و تحولات همراه آن لازمه دوران بلوغ است و این تحولات با پایان یافتن این دوران به پایان می رسد و نوجوان چنان به خانواده و محیط آن علاقه مند می شود که گویی درخت محبت دوباره در او جوانه می زند. رفتار والدین و نحوه ارتباط برقرار کردن با فرزندانشان  در این دوران متفاوت است. می توان گفت: نفوذ مادر تا سن ۱۰ سالگی و نفوذ پدر بین ۱۰-۱۶ سالگی است. پس این نتیجه را می توان گرفت که نقش پدر در این دوران اهمیت خاصی دارد. پدران هم روی دخترها و هم روی پسرانشان نفوذ دارند و این در حالی است که نفوذ مادر بیشتر روی دختران است و فرزندان پسر مادر را بیشتر به چشم یک حامی احساسات و عواطف و تسکین روحی می پندارند.

 

«ارتباط با خواهران و برادران»

فرزندان از یکدیگر بیشتر تأثیر می پذیرند تا والدین. آنها با یکدیگر کار می کنند بیشتر وقت خود را با یکدیگر می گذرانند و علاقه ای که میان آنهاست نه از روی تزویر و تظاهر بلکه از روی دوستی است. معمولاً فرزند اول نقش رهبری را بر عهده می گیرد و نقش الگو را برای فرزندان دیگر ایفا می نمایند. در اغلب اوقات تأثیر نقش پسران بر روی دختران بیش از دختران روی پسران است. به طور مثال پسری پس از چند دختر متولد می شود و معمولاً از ارزش خاصی برخوردار می شود و بالعکس پسری که خواهر کمی بزرگتر از خود دارد نسبت به هم سن و سالانش پرخاشگری کمتری از خود نشان می دهد و رفتاری متأثر از رفتار دختران دارد. هنگامی که بین خواهران و برادران تفاوت سن زیاد باشد تأثیر کمتری روی یکدیگر دارند. هر چه اختلاف سن میان فرزندان کمتر باشد خلق و خوی عاطفی و … تأثیر چشم گیرتری دارد.

 

نوجوان و استقلال از والدین

مهمترین ویژگی که می بایست بدان توجه خاصی داشت استقلال از سوی خانواده است. خانواده می تواند مهمترین منبع تأمین کننده استقلال فرد باشد، یا می تواند نوجوان را در رسیدن به حس فردیت و استقلال دچار تزلزل سازد. نوجوان در این دوران خود را برای مرحله جدیدی از زندگی اش آماده می سازد. او سعی بر آن دارد که بر رفتار کودکانه اش غلبه نماید. آمادگی دارد مسئولیت رفتارش را بر عهده گیرد و حتی آمادگی این را دارد که مسئولیت کارهای دیگران را نیز بر عهده گیرد.

در متون اسلامی در این رابطه سفارشات فراوانی شده است که نوجوان را در این دوران آزاد گذارند و به آنها استقلال و مسئولیت لازم بدهند.

 

 البته اینها بدان معنی نیست که نوجوان به طور ناگهانی خود را به طور کامل از قید خانواده رها سازد. نوجوان در این دوران دچار نوعی کشمکش درونی است؛ از یک سو تمایل ندارد از دوران کودکی اش پا فراتر نهد که از هر سو در محبت است و از سوی دیگر داشتن آزادی عمل در کارهایش و استقلال را در لوح آرزوهایش می بیند. پس هر گامی که نوجوان به سوی استقلال بر می دارد ترس  و تشویش درونش بیشتر می شود. بنابراین او چندان تمایل ندارد تا پیوندهای خانوادگی را کاملاً قطع نماید. نیاز به حمایت والدین را در هر حال احساس می نماید و همواره در جست و جوی روش هایی است که این حمایت را کسب نماید.

 

 یکی از مهمترین مسائلی که نوجوان را در راه رسیدن به استقلال دائماً تهدید می نماید سرزنش و ملامت از سوی والدین است. نوجوان به این رفتار والدین با دیده تحقیر و بغض و خشم توجه می نماید. نوجوانی که از سوی والدینش تحقیر می شود عکس العمل های گوناگون از خود نشان می دهد برخی اوقات دچار «حقارت نفس» می شود. برخی از محیط خانواده گریزان می شوند و برخی به پرخاشگری و زیان رساندن به خانواده و دیگران می پردازند.

 

نکته دیگری که باید والدین بدان توجه داشته باشند داشتن سوء ظن نسبت به نوجوان است که می تواند او را دچار تزلزل سازد. برخی خانواده ها نوجوان را در اتخاذ تصمیم های مربوط به خودش آزاد می گذارند اما این کار را از روی بی میلی یا سوءظن انجام می دهند. این والدین هرگز به نوجوان خود اعتماد نمی کنند و به ندرت فرصت هایی را ایجاد می نمایند تا نوجوانشان تصمیم بگیرد .

حال اگر فرصتی هم ایجاد شود نوجوان  بر اثر سوءظن و عدم اطمینان والدین دچار اضطراب  می گردد و با شکست مواجه می شود و گاه والدین با تردیدها و نگرانی های خود در مورد نوجوانشان قضاوت های ناصحیح در پیش می گیرند که این خود موجب ایجاد فاصله میان والدین و فرزندان می شود.

 

تاثیرات مشکلات خانوادگی بر اختلالات رفتاری 

 مسلم است مشکلات خانوادگی و اجتماعی بر اختلال‌های رفتاری بی‌تاثیر نخواهد بود و حتی به جرات می‌توان گفت اثرات مستقیم دارد. عوامل زیادی وجود دارد که بر روح و روان و جسم فرد تاثیرات منفی و مشکلات خانوادگی و اجتماعی بر اختلال‌های رفتاری و روانی اشاره می‌کنیم:

سن،  بین سن و افسردگی و اضطراب، وسواس، پرخاشگری و شکایات جسمانی رابطه معناداری به دست آمده است. هر قدر سن بالاتر رفته، میزان اختلال‌های فوق، به خصوص شکایات جسمانی، بیشتر شده است. جنس، زنان از جهت افسردگی، وسواس و شکایات جسمانی و مردان در زمینه‌های اضطراب و پرخاشگری بیشتر آسیب‌پذیرند وضعیت تاهل افراد متاهل بیشتر از افراد مجرد، دچار اضطراب، وسواس و پرخاشگری هستند و افراد مجرد بیشتر از افراد متاهل افسرده هستند.

 

تعداد فرزندان، بین تعداد فرزندان خانواده و علایم بالینی حساسیت میان فردی، خجالتی بودن و زودرنجی رابطه معناداری مشاهده نمی‌شود. شغل، بین نوع اشتغال با میزان پرخاشگری رابطه معناداری مشاهده شده است. براساس یافته‌های مراکز مشاوره روانی کارمندان دارای پرخاشگری بیمارگونه و شدید، افسردگی و اضطراب بوده و خانم‌های خانه‌دار و اشخاصی که شغل آزاد دارند از لحاظ پرخاشگری سالم یا در مرز سلامت و بیماری هستند.

 

مشکلات خانوادگی نه تنها در بروز اختلال‌های رفتاری بی‌تاثیر نیست بلکه به جرات می‌توان گفت اثرات مستقیم دارد. عوامل زیادی وجود دارد که بر روح و روان و جسم فرد تاثیرات منفی می‌گذارد و می‌تواند او را بیمار کند. در اینجا به برخی از تاثیرات منفی و مشکلات خانوادگی و اجتماعی بر اختلال‌های رفتاری و روانی اشاره می‌کنیم:

 

سن: بین سن و افسردگی و اضطراب، وسواس، پرخاشگری و شکایات جسمانی، رابطه معناداری به دست آمده است. هر قدر سن بالاتر رفته، میزان اختلال‌های فوق، به خصوص شکایات جسمانی بیشتر شده است.

 

جنس: زنان از جهت افسردگی، وسواس و شکایات جسمانی و مردان در زمینه‌های اضطراب و پرخاشگری بیشتر آسیب‌پذیرند.

 

وضعیت تاهل: افراد متاهل بیشتر از افراد مجرد دچار اضطراب، وسواس و پرخاشگری هستند و افراد مجرد بیشتر از افراد متاهل افسرده هستند.

 

تعداد فرزندان: بین تعداد فرزندان خانواده و علایم بالینی حساسیت میان فردی، خجالتی بودن و زودرنجی رابطه معناداری مشاهده نمی‌شود.

شغل : بین نوع اشتغال با میزان پرخاشگری، رابطه معناداری مشاهده شده است. براساس یافته‌های مراکز مشاوره روانی کارمندان دارای پرخاشگری بیمارگونه و شدید، افسردگی و اضطراب بوده و خانم‌های خانه‌دار و اشخاصی که شغل آزاد دارند از لحاظ پرخاشگری سالم یا در مرز سلامت و بیماری هستند . همچنین زنان خانه‌دار از وسواس و اضطراب رنج می‌برند.

 رضایت از محیط زندگی:

 بین میزان رضایت از محیط زندگی و اضطراب و افسردگی زنان رابطه معناداری وجود دارد. زنانی که اصلا از محیط زندگی خویش رضایت نداشته و یا کمی رضایت داشته‌اند اضطراب و افسردگی بیمارگونه و شدیدتری دارند.

 میزان درآمد:

بین میزان درآمد یا افسردگی، اضطراب و پرخاشگری رابطه وجود دارد. بدین معنا که خانواده‌های با درآمد بیشتر در زمینه‌های افسردگی و اضطراب سالم و یا در مرز سلامت و بیماری قرار دارند ولی از لحاظ پرخاشگری و وسواس شدت بیشتری از بیماری دارند. این دسته از افراد شکایات جسمانی کمتری از خانواده‌های فقیر دارند و خانواده‌هایی که درآمد ماهیانه آنها کفاف مخارج زندگی‌شان را نمی‌دهد از افسردگی بیمارگونه و شدید رنج می‌برند.

 وضعیت سکونت: کسانی که دارای خانه‌ای شخصی هستند کمتر از کسانی که مستاجرند از علایم بالینی افسردگی و اضطراب و پرخاشگری رنج می‌برند.

 چگونگی محیط زندگی خانواده:

 بین چگونگی محیط زندگی در خانواده تا دوران بلوغ و پرخاشگری رابطه دیده می‌شود. آنهایی که محیط زندگی‌شان تا دوران بلوغ صمیمی یا معمولی بوده است از لحاظ پرخاشگری سالم هستند و یا در مرز بیماری قرار دارند.

 

امید به آینده: بین میزان امیدواری به آینده مردان و افسردگی و پرخاشگری آنها رابطه معناداری وجود دارد، یعنی آنهایی که به آینده امیدوارند سالم و افراد نومید از پرخاشگری و خصوصا افسردگی رنج می‌برند.

 سازش والدین و احترام به یکدیگر:

 زنانی که به مراکز مشاوره مراجعه کرده اظهار داشته‌اند والدین آنها اصلا با یکدیگر سازش نداشته و یا کمتر به یکدیگر احترام می‌گذارند و از اختلال‌های زودرنجی، افسردگی و اضطراب بیشتری رنج می‌برده‌اند.

 معاشرت و عدم معاشرت با خویشاوندان و دوستان و چگونگی گذراندن اوقات فراغت: بین معاشرت و عدم معاشرت با حساسیت فردی و خجالتی بودن و افسردگی رابطه دیده می‌شود یعنی آنهایی که بیشتر معاشرت دارند، کمتر خجالتی بوده و از افسردگی کمتر رنج می‌برند.

 

 


منبع : karaj2[dot]rozblog[dot]com[slash]post[slash]197

رابطه خانواده با نوجوان, موافقان و مخالفان وزیر پیشنهادی , لایحه استقلال کانون وکلای , مهمترین مشکلات معلولین جسمی و , پراکندگی و میزان جمعیت شیعیان , شایعه جدایی ن ام جدی تر شد , دکتر صادق زیباکلام خیلی از ما ,

تبلیغات



تبلیغات

تبلیغات
مطالب تصادفی

تبلیغات

تبلیغات
Blogs Top
بلاگز فا
اخبار آنلاین ایران و جهان